ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

799

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

پلنگ‌توش خان جلاير حاكم كلات در بيست و دويم شهر رجب المرجّب در ارض اقدس به شرف بساط بوسى رسيد و چون مردى زبان‌دان و آگاه بود ، به سفارت خوارزم مأمور گرديد كه اوّلا ، خان خوارزم را از ورود موكب مسعود حضرت وليعهد با عزم آگاه سازد و ثانيا ، به اظهار استخلاص اسراى خراسان و غيره پردازد . مشار اليه بعد از ورود به كلات مريض گشته وقوع اين مطلب به تعويق درگذشت . چون نوّاب احمد على ميرزاى والى سابق برحسب فرمان قضا موافق احضار به ركاب ظفر مطابق گشته بود ، لهذا پس از ورود موكب نوّاب وليعهدى چندى در محلّ بابا قدرت نقل مكان كرد و روز يكشنبه هفدهم شهر شعبان المعظّم از آن مكان پاى استعجال برگشود . روز پنجشنبه سيزدهم شهر رمضان المبارك وارد دار الخلافهء طهران گرديد و از شرف حضور مرحمت دستور خسرو سعادت گنجور ، به اعلى مدارج مباهات و سرور رسيد . ذكر عزيمت نوّاب خسرو ميرزا از يزد به خراسان و فتح قلعهء سلطان‌آباد ترشيز و قتل حاجى فيروز الدين ميرزاى فتنه‌انگيز قبل ازين اشاره رفت كه نوّاب اميرزاده خسرو ميرزا برحسب فرمان خسرو فيروزىلوا مأمور گرديد كه با جمعيّت سرباز و توپخانه از دار الامان كرمان به دار العبادهء يزد آمده از راه بيابان طبس عازم ارض اقدس شود و از قرار دستور العمل حضرت وليعهدى بر سر هر خدمتى كه مأمور آيد ، رود . به امير على نقى خان عرب زنگوئى « 1 » حاكم تون و طبس و وكيل مملكت خراسان نيز مقرّر گرديد كه آب و آذوقه [ اى ] بىمنتها به حمل شتران توانا به جهت مصارف منازل آن بيداى « 2 » كران ناپيدا مهيّا و تا هر كجا قدرت داشته باشد رفته ، نوّاب اميرزاده را وارد طبس سازد و از صدور اين خدمت ، به عرض مراتب ارادت پردازد . نوّاب خسرو ميرزا در اواسط شهر شعبان المعظّم ، به قدرى كه

--> ( 1 ) . ملى ، ملك و مجلس : « زنگولى » ( 2 ) . بيدا : بيداء ، بيابان